واژه تکنولوژي از کلمه تکنولوژیا (logia techno) که در یونان به معناي انجام دادن سیستماتیک یک هنر یا حرفه است گرفته شده است.
لغتنامه لاتین وبستر تکنولوژي را «کاربرد دانش براي مقاصد عملی» تعریف میکند.
تکنولوژي علم به انجام ماهرانه امور است. تکنولوژي یعنی دانش کاربردي در مقابل علم محض. تکنولوژي یعنی تبدیل علوم محض به علوم کاربردي. هر جا سخن از ترجمه و تبدیل علوم محض و یافته هاي علـوم نظـري بـه میـان مـی آیـد، در حقیقـت از تکنولوژي بحث شده است. به تبدیل کشف روابط موجود میان پدیده ها به دانش کاربردي تکنولوژي گفته میشود. مثلاً بشر در اویل زندگی کشاورزي حیوانات و گیاهان را شناسایی و براي حل مسائل زندگی بـه کـار مـی گرفت. مثال دیگر اینکه روانشناسی درصدد شناسایی روان آدمی است و یافته هایی مثلا در مورد یادگیري به دست آورده است که به صورت یک قانون کلی اند : مانند اینکه میزان دانش قبلی افراد در زمینه یـک موضـوع، در سرعت، کیفیت و کمیت یادگیري آن موضوع تاثیر دارد. در این قانون مشخص نیست که چه نوع دانشـی و براي چه افرادي و به چه میزان در سرعت، کیفیت و کمیت یادگیري تاثیر دارد. بنـابراین بـراي اینکـه تمـام جزئیات این اصل کلی روشن شود به یک سلسله تحقیقات گسترده نیاز اسـت. ایـن گونـه تحقیقـات را در اصطلاح تحقیقات کاربردي مینامند که در آنها فرمولهاي مشخص براي انواع دانشها ارائه مـی شـود. پـس علوم محض نظري براي پاسخ گویی به مسائل روزمره قابل استفاده نیستند و مجدداً بایـد از نظـر کـاربردي مطالعه شوند. عمل تبدیل این علوم به قوانین کاربردي یا به کار بستن و به کار بردن علـوم محـض در هـر رشته را تکنولوژي آن علم مینامند.
آموزش از نظر دوبوا عبارت است از «مرتب کردن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیابی به نتایج مـورد نظـر در وضعیت هاي مشخص.» گانیه آموزش را روند حل مساله مینامد که هدف از آن تسهیل یادگیري فراگیر است. از نظـر گانیـه معلـم مسئول آموزش است و با اتخاذ تدابیر آموزشی زیر نقش خود را ایفا میکند: توضیح روشن هدفهاي آموزشی، انتخاب محتواي مورد نیاز شاگرد، مرور پیش دانسته ها در موقع مناسـب، گرفتن بازخورد، استفاده از وسایل و مواد آموزشی متناسب، ارائه سوالات زیاد و تشویق شاگرد بـراي ارائـه پاسخ صحیح و ارزیابی دقیق تکالیف. آموزش از نظر براون و اتکینس فراهم آوردن فرصت هایی براي اینکه فراگیران یاد بگیرند. آموزش فعالیتهایی که با هدف آسان ساختن یادگیري از سوي معلم طرح ریزي میشود. اگر در تعریف آموزش بر کنش متقابل بین معلم و شاگرد تاکیـد شـود منظـور همـان آمـوزش رو در روي کلاسی است. آموزش از نظر دکتر سیف: هر گونه فعالیت یا تدابیر از پیش طراحـی شـده اي کـه هـدف آن آسـان کـردن یادگیري در یادگیرندگان است. آموزش از نظر دکتر فردانش عبارت است از مجموعه تصمیمات و اقداماتی که یکی پس از دیگـري اتخـاذ میشود و هدف از آن دستیابی هر چه بیشتر فراگیر به هدفهاي آموزشی است.
در آغاز پیدایش و گسترش تکنولوژي آموزشی، آن را عبارت از یک سلسله فعالیت هاي نظام مند میدانسـتند که ماشین، مواد و تکنیک را براي رسیدن به اهداف آموزشی به یکدیگر نزدیک کند. کمیته تکنولوژي در آکادمی ملی مهندسی آمریکا: «مجموعه اي از معلومات ناشی از کاربرد علوم آموزشی و یادگیري در دنیاي واقعی کلاس درس، همراه با ابزار و روش هایی که که به کار بـردن علـوم مربوطـه را تسهیل مینمایند.
تکنولوژي آموزشی از نظر دکتر فردانش: «مجموعه روشها و دستورالعملهایی که با استفاده از یافتـه هـاي علمی براي حل مسائل آموزشی اعم از طرح، اجرا و ارزشیابی در برنامه هاي آموزشی بـه کـار گرفتـه مـی شود».
جیمز براون «طراحی، اجرا و ارزشیابی نظام مند کل فرایند یاددهی- یادگیري بر اساس هدفهاي مشخص و نتایج تحقیقات در زمینه هاي یادگیري انسانی و ارتباطات و همچنین به کـار گـرفتن مجموعـه اي از منـابع انسانی و غیر انسانی به منظور ایجاد آموزش موثرتر،عمیقتر و پایدارتر.» جی. آر. گاس مدیر مرکز تحقیقات و نوآوری هاي آموزشی وابسته به سـازمان همکاریهـاي اقتصـادي کشورهاي اروپایی: طرح سازمان یافته و استقرار یک سیستم فراگیري که از مزایاي روشهاي نـوین ارتبـاط جمعی و شیوه هاي جدید تدریس، ابزار و وسایل بصري و سازمان بندي کلاس بهره گیري میکند.
انجمن تکنولوژي و ارتباطات آمریکا(AECT) » نظریه و عمل طراحی، تولید، کاربرد، مدیریت و ارزشیابی فرایند ها و منابع یادگیري.» شوراي ملی تکنولوژي آموزشی ،انگلستان: توسعه، کاربرد و ارزشیابی سیستم ها، فنون و مواد آموزشی به منظور بهبود فرایند یادگیري انسان. مرکز ملی یادگیري برنامه اي، انگلستان: کاربرد دانش علمی در زمینـه یـادگیري و شـرایط یـادگیري، بـه منظور بهبود اثربخشی و کارایی تدریس و تعلیم. تکنولوژي آموزشی را به زبان ساده میتـوان دانـش چگـونگی ایجـاد شـرایطی بـراي [توانـایی ] تغییـر در رفتارهاي فردي و جمعی جوامع آموزشی به کمک امکانات موجود تعریف کرد.(روتمن، .1994 به نقـل از 5 افضل نیا1384،) که چهـار هـدف اصـلی تسـهیل یـادگیري، تسـریع یـادگیري، تثبیـت یـادگیري و تعمیـق یادگیري(شعاري نژاد1385) را دنبال میکند.
بنابراین تکنولوژي آموزشی یعنی استفاده عملی از نظریات و یافته هاي علوم مختلـف بـه منظـور تسـهیل، تسـریع، تثبیت و تعمیق یادگیري.
آموزش فناوری مطالعه فناوری است که در آن دانشآموزان «در مورد فرآیندها و دانش مرتبط با فناوری میآموزند». به عنوان یک رشته تحصیلی، توانایی انسان برای شکلدهی و تغییر دنیای فیزیکی برای رفع نیازها، با دستکاری مواد و ابزارها را پوشش میدهد. با تکنیک ها این رشته به عدم ارتباط بین استفاده گسترده و فقدان دانش در مورد مؤلفههای فنی فناوریهای مورد استفاده و نحوه رفع آنها میپردازد.
آموزش فناوری نباید با فناوری آموزشی اشتباه گرفته شود. فناوری آموزشی بر زیرمجموعه کوچک تری از استفاده از فناوری متمرکز است که حول استفاده از فناوری در آموزش و برای آموزش میچرخد، برخلاف تمرکز آموزش فناوری بر استفاده از فناوری به طور کلی.
آموزش فناوری شاخه ای از سنت هنرهای صنعتی در ایالات متحده و آموزش صنایع دستی یا آموزش حرفه ای در کشورهای دیگر است. در سال 1980، از طریق آنچه "پروژه آینده" نامیده شد، نام "آموزش هنرهای صنعتی" به "آموزش فناوری" در ایالت نیویورک تغییر یافت. هدف این جنبش افزایش سواد فنآوری دانشآموزان بود. از آنجایی که ماهیت آموزش فناوری به طور قابلتوجهی با دوره قبلی خود متفاوت است، معلمان هنرهای صنعتی در اواسط دهه 1980 تحت آموزش غیرحضوری قرار گرفتند در حالی که یک شبکه آموزش فناوری نیز توسط ایالت نیویورک تأسیس شد. اداره آموزش و پرورش (NYSED).
در سوئد، فناوری به عنوان یک موضوع جدید از سنت موضوعات صنایع دستی پدید آمد، در حالی که در کشورهایی مانند تایوان و استرالیا، عناصر آن در برنامه های حرفه ای تاریخی قابل تشخیص است. در قرن بیست و یکم، طراحی لباس مریخ به عنوان موضوعی برای آموزش فناوری مورد استفاده قرار گرفت. فنی. آموزش با آموزش عمومی کاملا متفاوت است.
حسین زنگنه (1390) نیز در کتاب مبانی نظری تکنولوژی آموزشی خود، آن را بهکارگیری نظاممند سخت افزارها و نرم افزارها در راستای حل مسئله یادگیری میداند. از نظر او فناوری آموزشی دارای دو بعد سخت افزار و نرمافزار بوده که هدفش حل مسئله یادگیری است و مانند کبوتری است که از دو بال خود برای پرواز استفاده میکند. آخرین تعریفی که از فناوری آموزشی موجود است توسط انجمن ارتباطات و فناوری آموزشی در سال 2004 صورت گرفتهاست که عبارتند از، مطالعه و عمل اخلاقی از طریق ایجاد، کاربرد و مدیریت منابع و فرایندهای فناورانهٔ مناسب به منظور تسهیل یادگیری و بهسازی عملکرد افراد. فناوری آموزشی در سال 1969 به صورت جدی به حوزه فعالیتهای آموزشی و پرورشی واردشد.
نظامهای تعلیم و تربیت نیز طبعاً از تحولات حادث شده در عرصه فناوری بی نصیب نبودهاند و ندای انقلاب آموزشی به مثابه یک ضرورت، فضای نظامهای آموزش و پرورش دنیا را پر کرده است. جلالی و عباسی، کاربرد فناوری اطلاعات در نظامهای آموزش و پرورش دنیا را این گونه جمعبندی کردهاند:
تکنولوژي آموزشی در طی تکامل خود از چهار مرحله گذر کرده و اکنون وارد مرحلـه پـنجم شـده اسـت. بیشتر کشورها این مراحل را تجربه کرده اند و هر فرد میتواند در کشور خود نمونه اي از ایـن مراحـل را بیاورد.
این دو جزء مکمل یکدیگرند و بدون یکی از آن دو، تکنولوژي آموزشـی کامـل نخواهـد بـود. مـثلا فـیلم آموزشی به عنوان یک سخت افزار باید با روشها، دستورالعملها و الگوهاي تهیه اینگونه فیلم ها همراه باشد تا یک تکنولوژي کامل را تشکیل دهد. انتقال تکنولوزي نیز بایـد ایـن دو جـزء را بـا هـم داشـته باشـد تـا تکنولوژي به طور کامل منتقل شود.انتقال ناقص نمیتواند همان مسائلی را حل کند که در کشور مبدأ براي حل آن مسائل به کار میرفته است. 8 تاریخچه تکنولوژي در کشور ایران نشان میدهد که متاسفانه در انتقال این تکنولوژي حیاتی اغلب بر بعـد سخت افزاري تأکید و از بعد نرم افزاري غفلت شده است. با نگاهی به اکثر کتابهاي داخلی در این زمینـه و همچنین تعداد فراوان دستگاهها و تجهیزاتی که بدون استفاده در گوشه و کنار مراکـز آموزشـی انبـار شـده است این نکته روشن تر میشود.
اضافه شدن راهبردهای شناختی گانیه به حیطه های اهداف بلوم، نگرش و برداشت فراگیر نسبت به رسانه تعیین کننده میزان کیفیت آن است.
تأسیس دارالفنون در سال 1229 ه.ش (1850م) مهمترین واقعه قابل ذکر در زمینه تعلیم و تربیت در ایران بود. زیرا علاوه بر تعداد قابل توجه فارالتحصیلان این مرکز طی سالهاي بعد که عهده دار مسئولیتهاي گوناگون کشوري و فرهنگی شدند، فارغ التحصیلان از طریق ترجمه و تألیف کتب درسی در زمینه هاي مختلف علمی و کتب مربوط به تعلیم زبان فرانسه و لغت فارسی و فرانسه در اشاعه فرهنگ جدید اروپا در ایران تاثیر فراوان گذاشتند. همچنین دارالفنون موجب تاسیس سنتهاي حسنه اي در ایران به خصوص در آموزش و پرورش شد که تاسیس وزارت علوم در سال 1233 ه.ش، اعزام محصل به خارج از کشور در سال 1236 ه.ش، تاسیس مدارس جدید داخلی و خارجی، چاپ روزنامه و حرکت هاي بیداري اجتماعی نیز شد. جنگ جهانی اول و دوم، کودتا و ناآرامی ها در سال هاي 1293 تا 1332 و بعد از آن کشور را براي نیم قرن از غافله تمدن عقب نگه داشت.
عنوان رشته | مسئولیت اصلی | قلمروفعالیت | نوع فعالیت | تعمیم پذیری نتایج |
برنامه ریزی آموزشی | برنامه ریزی | مسائل کلان تعلیم و تربیت | تهیه برنامه های کلان کمی برای رشد و توسعه ملی | قابل اجرا در سطح یک استان، کشور،منطقه،قاره یا دنیا |
برنامه ریزی درسی | برنامه ریزی | برنامه های درسی | تهیه برنامه های تفصیلی کمی و کیفی درسی | قابل اجرا در کلاسها،مدارس یا مناطقی که دارای شرایط یکسان ملحوظ در برنامه هستند. |
تکنولوژی آموزشی | طراحی، اجرا،ارزشیابی | برنامه های آموزشی | تهیه برنامه های تفضیلی کمی و کیفی آموزشی | قابل اجرا در شرایطی که دقیقا با پیش فرض های ملحوظ در برنامه مطابقت دارد |
رشته هاي حوزه علوم تربیتی به عنوان رشته هاي همجوار تکنولوژي آموزشی به صورت طولی و عرضی و از جهت نظري و اجرایی با این رشته ارتباط دارند. براي مثال رشته برنامه ریزي اموزشی با هدف تهیه برنامه هاي کلان کمی براي توسعه مقاطع آموزش و پرورش و آموزش عالی و به عنوان زیر شاخه برنامه کلان اقتصادي کشور، با رشته تکنولوژي آموزشی ارتباط طولی دارد و رشته برنامه ریزي درسی با تهیه چارچوبی از اهداف، محتوا روش و ارزیابی به تهیه برنامه هاي کیفی و محتوایی هر یک از تخصص هاي مورد نیاز میپردازد. تکنولوژي اموزشی به عنوان آخرین حلقه این زنجیره رشته هاي وابسته به هم و بر اساس تعریف آن به طراحی، اجرا و ارزشیابی منابع و فرایندهاي یادگیري میپردازد و برنامه هاي عمومی تهیه شده به وسیله برنامـه ریـزان درسـی را بـا توجه به شرایط و ویژگیهاي هر یک از محیط هاي یادگیري خاص براي شاگردان خاص به اجرا در میآورد
تعریف، دلایل استفاده از مواد و وسایل آموزشی، نقش مواد و وسایل آموزشی در تدریس و یـادگیري و تقسیم بندي مواد و وسایل آموزشی
رسانه(Media) به معنی واسطه، وسیله انتقال، حد فاصل و رابط دو چیز. اگر فراگیر را مصرف کننده و آموزش را کالاي مصرفی بنامیم، رسانه همان چیزي یا شخصی خواهـد بـود که کالا را از محل تولید یا توزیع به مصرف کننده میرساند. رسانه آموزشی عاملی است که آموزش از طریق آن به فراگیر ارائه میشـود و جزئـی از فراینـد آمـوزش و تکنولوژي آموزشی است نه تمام آن. اگر عامل معلم باشد رسانه آموزشی همان معلم واگر عامل تلویزیون باشد رسانه آموزشی همـان تلویزیـون خواهد بود. وسایل کمک آموزشی به کلیه اشیاء و ابزارهایی گفته میشود که در کنار رسانه آموزشی براي تفهیم بهتر و بیشتر موضوع آموزش به فراگیران به کار میروند. به طور مثال، معلم براي تفهیم بهتر مفاهیم جغرافیا از تخته سیاه و نقشه نیز استفاده میکند.
در انتقال هر محتواي آموزشی به فراگیر از رسانه آموزشی استفاده میشود. رسانه آموزشی عامل یا ابزاري است که کل محتواي آموزش را به فراگیران منتقل میکند. وسیله کمک آموزشی شامل اشیاء و ابزاري که تنها در بخشی از آموزش از آنها استفاده میشود. آموزش بدون رسانه قابل تصور نیست. اما آموزش بدون وسایل کمک آموزشی را میتوان تصور کرد چـرا که این وسایل به تنهایی انتقال دهنده کل مطالب آموزشی نیستند. بنابر این هرقدر کاربرد وسایل آموزشی بیشتر باشد، سهولت امر یاددهی و یادگیري بیشتر میشـود و البتـه بدون این وسایل نیز آموزش امکان پذیر است اما طولانی تر و دشوار تر میشود. 19 هدف، محتوا، خصوصیات فراگیر، گرایش و برداشت فراگیر و مسائل اقتصادي و سیاسی از جمله مـواردي هستند که در انتخاب رسانه تاثیر گذارند.
افزایش روز افزون داوطلبان تحصیل : افزایش کمیت = افت کیفیت
کمبود معلمان مجرب، آگاه و علاقه مند(وسایل و مـواد آموزشـی بـه عنـوان دسـتیاران معلمـان تـازه کـار کمبودهاي تجربه آنان را جبران میکنند)
فقدان بودجه و امکانات کافی(کارگاه ها و آزمایشگاه را به کلاس میآورند) انفجار دانش(آنچه یک روز در قرن 21 اتفاق میافتد گاهی معادل با یکصد سـال اکتشـاف قـرون گذشـته است) دسته بندي و آرشیو با استفاده از میکرو فیلمها رایانه و ...
حواس مختلف نقش واحدي را در یادگیري دارا نیستند.
شاگردان یک پنجم تا یک سوم شنیده ها را به خاطر میسپارند. که بـا گـذر زمـان انـدکی، نصـف بیشـتر یادگرفته ها از قسمت خود آگاه ذهن خارج میشود.
TeachThought، یک نهاد خصوصی، آموزش فناوری را در "وضعیت کودکی و آزمایش جسورانه" توصیف کرد. یک نظرسنجی از معلمان در سراسر ایالات متحده توسط یک شرکت مستقل تحقیقات بازار نشان داد که 86 درصد از معلمان پاسخ دهندگان موافق هستند که فناوری باید در کلاس درس استفاده شود. 96 درصد میگویند که مشارکت دانش آموزان را ارتقا میدهد و 89 درصد موافق هستند که فناوری نتایج دانش آموزان را بهبود میبخشد. فناوری در بسیاری از سیستم های آموزشی وجود دارد. از جولای 2018، مدارس دولتی آمریکا به ازای هر پنج دانشآموز یک رایانه رومیزی ارائه میکنند و سالانه بیش از 3 میلیارد دلار برای محتوای دیجیتال هزینه میکنند. در سال تحصیلی 2015–2016، دولت به جای روش سنتی قلم وکاغذ آن، آزمایشهای استاندارد دولتی بیشتری را برای سطوح ابتدایی و متوسطه از طریق پلتفرمهای دیجیتال انجام داد.
انقلاب دیجیتال چشم انداز یادگیری جدیدی را ارائه میدهد. دانش آموزان حتی اگر داخل کلاس نباشند میتوانند به صورت آنلاین یاد بگیرند. پیشرفت در فناوری مستلزم رویکردهای جدید ترکیب پیشرفتهای فنآوری حال و آینده و گنجاندن این نوآوریها در سیستم آموزش عمومی است. با استفاده از فناوری در یادگیری روزمره، این امر محیط جدیدی را با یادگیری شخصیشده و ترکیبی جدید ایجاد میکند. دانش آموزان قادر به تکمیل کار بر اساس نیازهای خود و همچنین داشتن تطبیق پذیری مطالعه فردی هستند و تجربه کلی یادگیری را متحول میکند. فضای فناوری در آموزش و پرورش بسیار بزرگ است. به سرعت پیشرفت میکند و تغییر میکند. در بریتانیا، فناوری کامپیوتر به ارتقای استانداردها در مدارس مختلف برای رویارویی با چالش های مختلف کمک کرد. بریتانیا مفهوم "کلاس درس معکوس" را پس از محبوب شدن در ایالات متحده پذیرفت. ایده این است که روشهای آموزشی مرسوم را از طریق ارائه دستورالعملهای آنلاین و خارج از کلاسهای درس سنتی معکوس کنیم.
در اروپا، کمیسیون اروپا از یک طرح آموزش دیجیتال در ژانویه 2018 حمایت کرد. این برنامه شامل 11 ابتکار است که از استفاده از فناوری و قابلیت های دیجیتال در توسعه آموزش حمایت میکند. کمیسیون همچنین یک برنامه اقدام به نام سند کاری کارکنان را تصویب کرد که استراتژی خود را در اجرای آموزش دیجیتال این طرح شامل سه اولویت است که اقداماتی را برای کمک به کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای مقابله با همه نگرانیهای مرتبط تنظیم میکند. کل چارچوب از چارچوب صلاحیتهای اروپایی برای یادگیری مادامالعمر و طبقهبندی اروپایی مهارتها، شایستگیها، صلاحیتها و مشاغل پشتیبانی میکند.
در شرق آسیا، بانک جهانی یک سمپوزیوم بینالمللی سالانه (دو روزه) را در اکتبر 2017 با وزارت آموزش، علم و فناوری کره جنوبی و بانک جهانی برای حمایت از نگرانیهای آموزش و فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دست اندرکاران صنعت و سیاستگذاران ارشد برگزار کرد. شرکت کنندگان مسائل مربوط به استفاده از فن آوری های جدید برای مدارس در منطقه را برنامه ریزی و بحث میکنند.
روانشناسی : در تکنولوژی آموزشی به شرایط رشد ذهنی و جسمی افراد توجه شده و با در نظر گرفتن آمادگی آنان برای یادگیری در زمینههای مختلف با انتخاب مکاتب مناسب یادگیری (پیوند گرایی، شناخت گرایی، ساخت گرایی و …) مطالب درسی تدوین شده، در اختیار فراگیران قرار میگیرد.
ارتباطات : طراحی پیامهای آموزشی، به مشارکت گرفتن مخاطبان، رفع موانع ارتباطی و …. از جمله موارد ارتباطی است که در علم تکنولوژی آموزشی از آنها برای ارسال - نفوذ و درک پیامهای آموزشی استفاده میشود.
هنر : فناوری آموزشی با استفاده از خواص حواس در یادگیری (بینایی 75%– شنوایی 13% – بویایی 3% – لامسه 6% – چشایی 3%) و نیز تأثیر زیبایی در یادگیری با طراحی صحیح تصاویر از طریق هم آهنگی و تضاد در طرح و هارمونی دررنگ و انتخاب خطوط و زاویه بندی مناسب سعی دارد از طریق حس بینایی به 75% تأثیر در یادگیری خود را نزدیک نماید. در کل علم تکنولوژی آموزشی قصد دارد از تمامی پدیدههای علمی استفاده کرده تا امر شیرین یادگیری سریعتر اتفاق افتاده و دیر از دست برود. رابطه رشته تکنولوژی آموزشی با سایر رشتههای علوم تربیتی رشته تکنولوژی آموزشی در حال حاضر تنها در آمریکا، در بیش از100 دانشگاه و در مقطع دکتری ارائه میشود و بین سالهای 1977–1998 تعداد 2689 پایاننامه دکتری در این رشته دفاع شدهاست. حائز اهمیت است که تعیین ارتباط رشته تکنولوژی آموزشی با رشتههای نزدیک میتواند در تبیین قلمرو تأثیر و عملکرد آن مؤثر باشد. همچنین سطح یادگیری فراگیران را بالا میبرد. ماهیت کاربردی این رشته دو نوع ارتباط را باسایر رشتههای درون و بیرون علوم تربیتی برقرار میکند:
فناوری آموزشی پس از سالهای 1280 خورشیدی مراحلی مختلفی را طی نمودهاست. اگرچه در سالهای قبل از 1280 نیز معلمان کودکان را به دیدن موزهها میبردند یا برای روشنتر شدن مفاهیم اجسامی را به کلاسهای درس میآوردند. برخی سوفسطائیان قرن پنجم پیش از میلاد را پیشگامان تکنولوژی آموزشی میداند؛ و به دلیل ماهیت سیستماتیک کار آنان از نظر طراحی و سازماندهی مواد آموزشی، آنان را پیشگامان واقعی و غیرقابل انکار این رشته میشناسند. فناوریی آموزشی در طی تکامل خود از چهار مرحله گذر کرده و اکنون وارد مرحله پنجم شدهاست. گرچه ممکن است کشورهای مختلف الزاماً از این مراحل گذر نکنند ولی بیشتر کشورها این مراحل را تجربه کردهاند. تکنولوژی آموزشی، به مفهوم جدید آن، از وسایل سمعی و بصری بحث نمیکند همچنین، هدف تکنولوژی آموزشی، ترویج و توسعة تلویزیون، رادیو و ماشینهای آموزشی، کامپیوتر و سایر ابزارهای آموزشی قدیم یا جدید نیست. به علاوه تکنولوژی آموزشی به وسایل مکانیکی یا الکترونیکی نیز گفته نمیشود و چنانچه روزی پریزهای برق مسدود شود یا نیروی برق برای همیشه از بین برودع تکنولوژی آموزشی همچنان وجود دارد و ما نیز همواره به آن نیازمند خواهیم بود؛ زیرا تکنولوژی آموزشی به همان گستردگی آموزش و پرورش است.
به لحاظ لغوي،طراحی به معناي اختراع کردن و آماده کردن یک نقشه است.
طراحی عبارت است از به کارگیري منابع و تهیه یک نقشه براي دستیابی به یک هدف خاص.
طراحی آموزشی؛ پیش بینی و تجویز روشهاي مطلوب آموزشی براي نیل به تغییـرات مـورد نظـر در دانشـها،مهارتها و عواطف شاگردان.
طراحی آموزشی، پیش بینی و تنظیم رویدادهاي آموزشی بر اساس اهداف، محتوا و امکانات موجود با توجه به ویژگیها و ساخت شناختی مخاطبان است.
توجه و دقت در تنظیم طرح آموزشی میتواند موجب کارایی و اثر بخشی آموزش شود.
قبل از شروع آموزش، معلم باید همه چیز را پیش بینی و آماده کند و برنامه ي خود را بنویسـد. یـک برنامـه آموزشـی خوب باید به نحوي نوشته شود که دستیابی به قابلیت و صلاحیت مورد نظر را تضمین کند.
طراحی آموزشی به شناسایی و اعمال روشهاي خاص آموزشی جهت دستیابی بـه اهـداف خـاص آموزشـی ( در حیطـه دانشها،مهارتها وعواطف) از طریق یک محتواي خاص براي شاگردان خاص اطلاق میشود. در فرآیند طراحی میتوان از الگوهاي مختلف استفاده کرد؛ اما در تمام الگوها، حداقل چهار مرحله یا گـام اساسـی را باید مورد توجه قرار داد. این گامها عبارتند از:
گام اول : تحلیل و تنظیم هدفهاي آموزشی
گام دوم : تحلیل موقعیت آموزشی
گام سوم : تحلیل و تعیین محتوا، روش و وسیله ي آموزشی
گام چهارم : تحلیل و تعیین نظام ارزشیابی
گام اول : تحلیل و تنظیم هدفهاي آموزشی هدفهاي آموزشی،
بیان کننده وضعیت مطلوب در یک رویداد آموزشی هستند. هدفهاي خوب تنظیم شده حـداقل بایـد داراي چهار ویژگی زیر باشند:
الف : تعیین هدف یا هدفهاي کلی آموزشی هدفهاي کلی آموزشی، اهدافی هستند که در پایان یک دوره یا جلسه آموزشی باید تحقق یابند. ایـن دسـته از اهـداف، معمولاً به صورت عبارتهاي کلی مطرح میشوند؛ مثلاً اگر بگوییم پس از مطالعه این فصل «دانشجویان باید با طراحی آموزشی آشنا شوند»، در واقع یک هدف کلی را بیان کرده ایم. هدفهاي کلی آموزشی، معمولاً به علت عدم صراحت قابل تعبیر و تفسیرند. این دسته از اهـداف چـون مهـارت نهـایی کسب شده از جریان آموزش را بیان میکنند، به عنوان نوعی انگیزه، به کار میروند و جهت عمومی فعالیتها را تعیین میکنند.
ب : تبدیل هدف کلی به اهداف جزئی هدفهاي جزئی نسبت به هدفهاي کلی محدودتر و مشخص تر و نسبت به هدفهاي رفتـاري، داراي جامعیـت و شـمول بیشتري هستند. هدفهاي جزئی، همچون هدفهاي کلی اغلب به صورت افعال کلی و مبهم نوشته میشوند و خود نیـز ممکـن اسـت قابل تجزیه به هدفهاي جزئی ریزتر باشند. ساده ترین راه نوشتن اهداف کلی و جزئی در فرآیند آموزش این است که بر اساس موضوع اصلی درس، هـدف کلـی نوشته شود و بر اساس عناوین فرعی درس، اهداف جزئی تنظیم گردند.
ج : تبدیل هدفهاي جزئی به هدفهاي رفتاري هدفهاي رفتاري، اهدافی هستند که نوع رفتارهاي شناختی، روانی- حرکتی و عاطفی را که انتظار داریم در پایـان یـک فعالیت آموزشی در دانش آموزان ایجاد شود، به دقّت بیان میکنند. یک هدف رفتاري مؤثر و خوب تعریف شده، هدفی است که صریح و قابل مشاهده و نتیجه اي قابل اندازه گیري باشد.
گام دوم : تحلیل و تعیین موقعیت آموزشی در این مرحله معمولاً پرسشهایی به شرح زیر ممکن است براي معلم مطرح شود:
فعالیت هاي آموزشی(مرتبط با کلاس درس) به مجموعه فعالیت هاي معلم و دانش آموزان در یک زمان معین، براي تحقق اهـداف آموزشـی معـین فعالیـت هـاي آموزشی گفته میشود. بنابراین فعالیت هاي آموزشی شامل دو قسمت فعالیت مشخص است:
فعالیت هاي معلم (روش تدریس) نقشهایی از قبیل : توضیحات لازم در زمینه اصول و مفاهیم، جهت دادن فعالیت هاي یادگیري دانش آموزان، نظارت بر عملکرد دانش آموزان و راهنمایی آنها، دادن بازخورد به منظور تقویت و اصلاح فعالیت هاي آموزشی دانـش آمـوزان و غیره.
فعالیت هاي دانش آموزان (تجارب یادگیري) به مجموعه فعالیت هایی که دانش آموزان براي دستیابی به نتایج یادگیري انجام میدهند، تجارب یادگیري میگویند. تجارب یادگیري یا فعالیت هاي دانش آموزان، باید متناسب با اهداف آموزشی و متنوع باشـند. بـراي مثـال معلمـان از دانش آموزان خود بخواهند که درباره موضوعی گزارشی تهیه کنند و با یکـدیگر بـه بحـث و منـاظره بپردازنـد. بـراي همکلاسی هاي خود سخنرانی کنند، چیزي را بسازند، کاري را انجام دهند، اطلاعاتی را جمع آوري کننـد و بـه شـکل یک کل معنادار، ارائه دهند. نمایش و تئاتر اجرا کنند و بازیهایی را که جایگزین زندگی واقعی هستند انجام دهند. چیزي را به طور ذهنی مجسم کرده و آن را بسازند. از روي تصاویري که خود گرفته اند و یا در اختیـار آنـان قـرار داده شـده، داستانی بنویسند و یا تصاویر و موقعیتهایی را مورد تعبیر و تفسیر قرار دهنـد. دربـاره چیـزي یـا اندیشـه اي تحلیـل و قضاوت کنند.
ب - رابطه بین اهداف آموزشی معمولاً هدفهاي آموزشی به سه صورت با یکدیگر ارتباط دارند:
ج - تعیین رفتار ورودي رفتار ورودي، تواناییها و قابلیتهایی هستند که دانش آموزان باید قبل از شروع یک فعالیت آموزشی جدید داشته باشند، تا مفاهیم جدید را بفهمند و بتوانند به هدفهاي جدید دست یابند. به رفتار ورودي، دانش و مهارتهاي پیش نیاز نیز گفته میشود. اگر معملی از رفتار ورودي دانـش آمـوزان خـود مطلـع نباشد، ممکن است فعالیت هاي آموزشی دانش آموزان را بدون توجه به تواناییها و قابلیتهاي دانش آموزان انتخاب کند. در این صورت، دانش آموزان نسبت به انجام فعالیتها بی تفاوت میشوند.
د - ارزشیابی تشخیصی 55 ارزشیابی تشخیصی، نوعی ارزشیابی است که سؤالهاي مربوط به آن براساس رفتار ورودي طراحی میشـود و قبـل از تدریس، باید اجرا گردد. از طریق ارزشیابی تشخیصی میتوان معلومات و تواناییها و مهارتهاي لازم دانش آموزان را براي ورود به مطالب جدید، تشخیص داد. ارزشیابی تشخیصی علاوه بر اینکه معیاري براي سنجش رفتار ورودي دانـش آمـوزان اسـت. وسـیله اي است که به کمک آن میتوان نقطه آغاز فعالیت هاي آموزشی را به دقت مشخص کرد.
ه - تعیین گروههاي یاددهی : یادگیري سازماندهی دانش آموزان و گروه بندي آنها در فعالیت هاي آموزشی از اهمیت خاصی برخوردار است.
یکی از عوامل مؤثر در انتخاب گروههاي یاددهی : یادگیري ماهیت اهداف و فعالیت هاي آموزشی اسـت؛ مـثلاً اگـر اهداف و فعالیت هاي آموزشی در حیطه روانی - حرکتی( مهارتهاي عملی) باشند، حتمـاً دانـش آمـوزان بـراي اجـراي فعالیت هاي آموزشی باید به گروههاي کوچک تقسیم شوند، تا تحقق هدفها امکان پذیر گردد. معمولاً مناسبترین گروه براي هدفهاي شناختی گروه بزرگ (30 تا 40 نفر)، براي هدفهاي عاطفی، گروه کوچک یا متوسط (5 تا 20 نفـر ) مـی باشد.
گام سوم : تحلیل و تعیین محتوا، روش و وسایل آموزشی محتوا باید کاملاً متناسب با اهداف و قابل تدریس در زمان تعیین شده باشد. سازماندهی محتوا در فرآینـد اجـرا بسـیار حائز اهمیت است. در صورت امکان، مطالب آسان باید قبل از مطالب پیچیده و مشکل ارائه گردد. مفاهیم نظـري بایـد قبل از فعالیت هاي عملی ارائه شوند. محتوا باید با توانایی دانش آموزان انطباق داشته باشد. فعالیت هاي آموزشـی نیـز هرگز نباید منحصر به محتواي کتاب درسی شود.محتوا با اصول و مفاهیم علمی آن رشته همسویی داشته باشد.محتوا با مدت زمان تخصیص یافته براي تدریس منطبق باشد.
دومین اقدام در گام سوم، انتخاب روش تدریس است. روش تدریس، تنها به سخنرانی معلم اطلاق نمیشود بلکه شامل فعالیت هاي متعددي چون، سازماندهی فعالیت هاي آموزشی یک گروه کوچک یا بزرگ دانش آموزان، به کارگیري فیلم یا دیگر رسانه ها، نظارت و رهبري آموزش انفرادي و غیره است. سومین اقدام در گام سوم طراحی، تحلیل و انتخاب وسایل آموزشی است. وسایل آموزشی به مجموعه امکاناتی اطلاق میشوند که میتوانند شرایطی را فراهم سازند تا در آن شرایط، یادگیري سریعتر، بهتر و پایدارتر صورت گیرد. معلم کارآمد باید انواع و اقسام رسانه ها و وسایل آموزشی را براي انتقال پیامهاي آموزشی بشناسد و درست به کار گیرد. تدریس منظم و مؤثر کاملاً متکی بر رسانه ها و وسایل آموزشی است. در فرآیند طراحی آموزشی منظور از وسایل آموزشی، مجموعه وسایل گرافیکی، عکس و یا وسایل الکتریکی یا مکانیکی که براي دریافت اطلاعات، اعم از دیداري یا شنیداري به کار میروند، اطلاق میگردد.
تکنولوژی آموزشی، درعمل با طراحی و ارزشیابی برنامههای درسی، تجارب آموزشی، اجرا و اصلاح مجدد آنها بستگی دارد، به بیانی دیگر: تکنولوژی آموزشی یک روش اصولی و منطقی برای حل مشکلات آموزشی و برنامهریزی درسی است که با نوعی تفکر سیستماتیک (منظم و علمی) همراه است.
با توجه به این مفهوم، کاربرد عنوان تکنولوژی آموزشی به وسایل سمعی و بصری یا سایر ابزارهای آموزشی و کمک آموزشی، صحیح به نظر نمیرسد. البته این بدان معنی نیست که در روش تکنولوژی آموزشی، از وسایل سمعی و بصری یا رسانههای آموزشی استفاده نمیشود؛ بلکه بر عکس، استفاده از وسایل سمعی و بصری و کاربرد رسانهها در همة مفاهیم و تعاریف تکنولوژی آموزشی مستتر است. اما هیچیک از سیستمهای پذیرفته شده تکنولوژی آموزشی، وسایل و رسانهها را هدف نمیداند و آنها را وسیلهای برای عمومیت دادن و زودتر به نتیجه رسیدن تلقی میکند.
«کاربرد ابتکاری یافتههای یک رشته علمی را در صنعت- یا در یک کار عملی- تکنولوژی میگویند.» با توجه به این تعریف، تکنولوژی آموزشی را چنین تعریف کردهاند:
«مجموعهای از معلومات ناشی از کاربرد علوم آموزشی و فراگیری در دنیای حقیقی کلاس درس، همراه با ابزارها و روشهایی که کاربرد علوم گفته شده در بالا را تسهیل میکند…»
علاوه بر تعریف فوق، از تکنولوژی آموزشی تعریفهای دیگری نیز شدهاست. تعریف زیر را که از سایر تعریفها جامع تر است، برای آگاهی آن دسته از علاقهمندان که به تازگی با مفهوم تکنولوژی آموزشی آشنا شدهاند، انتخاب کردهایم:
«تکنولوژی آموزشی عبارت است از روش سیستماتیک طراحی، اجرای و ارزشیابی کل فرایند تدریس و یادگیری که براساس هدفهای معین یا بهرهگیری از یافتههای روان شناسی یادگیری و علم ارتباطات و بهکارگیری منابع مختلف- اعم از انسانی وغیر انسانی- به منظور آموزش مؤثرتر تنظیم و اجرا میشود
در یک قرن اخیر براساس تحولات به وقوع پیوسته در دیدگاههای معرفتشناسی، رویکردهای روانشناسی یادگیری و سایر علوم وابسته و مربوط به ارتباطات، سیستمها و تعلیم و تربیت، تعریف تکنولوژی آموزشی، دستخوش تحولات بنیادین شدهاست. این تعریف از «کاربرد وسایل و ابزار در آموزش»، به «طراحی، تولید، اجرا و ارزشیابی نظامهای آموزشی» و سرانجام به «نظریه و عمل طراحی، تهیه (تولید)، استفاده (کاربرد)، مدیریت و ارزشیابی فرایندها و منابع یادگیری». تغییر یافتهاست. بررسی تاریخچهٔ این رشته از علوم کاربردی در غرب که زادگاه آن است، نشان از تعامل صاحبنظران این علم با شرایط و اقتضائات محیطی و نیازها و جهتگیریهای نظامهای تربیتی آنان دارد، درحالیکه موقعیت این رشته در کشور ما ایران به منزله یک رشته علمی کاملاً وارداتی، همانند بسیاری از رشتههای دیگر دانشگاهی متفاوت است. به همین سبب برای بررسی تاریخ این رشته در ایران میباید در زوایای رخدادها و وقایع مرتبط با تعلیم و تربیت در پی نشانههای مربوط به جنبهای یا جوانبی از مباحث، کاربردها و محتواهای مرتبط با این رشته جستجو کرد تا اثری از آن یافت. در این نوشته بنا بر اهمت و تأثیرگذاری رویداد بسیار مهم تأسیس دارلفنون بررسی خود را از این نقطه عطف تاریخی شروع میکنیم و با پیگیری رویدادهای آموزشی و فرهنگی کشورمان به خصوص از اول قرن چهاردهم هجری شمسی (مطابق با اوایل قرن بیستم میلادی)، سیر تحول شناخت، موقعیت و کاربرد رشته تکنولوژی آموزشی را دنبال میکنیم. این مطالعه بهخصوص بر وقایع معطوف به زمان پیش از شکلگیری رشتهٔ تکنولوژی آموزشی در حکم یک رشتهٔ تحصیلی دانشگاهی در سال ۱۳۷۲ و پس از این تاریخ متمرکز خواهد شد. بررسیها نشان میدهند که به دلیل رخدادهای بسیار مهم تأثیرگذاری، همچون نهضت مشزوطه، جنگ جهانی اول، منازعات کشورهای استعماری در کشور ما برای کسب امتیازات، کودتای رضاخان، جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و سرانجام کودتای 28 مرداد 1332 و تبعات مخرب و نامبارک آن کشور ما عملاً پنجاه سال اول قرن بیستم میلادی که گسترهٔ ناب رشد و شکوفایی علوم در کشورهای غربی بوده را از دست دادهاست. این عقبماندگی موجب عدم رشد بسیاری از علوم در ایران شده و تکنولوژی آموزشی به عنوان یک رشته تحصیلی دانشگاهی و در حکم یک تخصص کاربردی در آموزش و پرورش و آموزش عالی کشورمان از آن جمله است. برداشتهای ناصواب از این رشته موجب پنهان ماندن ماهیت، فلسفه و محتوای آن برای بسیاری از دستاندرکاران آموزش و پرورش و رشته حیاتی در تعلیم و تربیت جهانی محروم ساختهاست. در بخش پایانی این نوشته به چشمانداز این رشته در آینده در پرتو بررسیهای انجام شده خواهیم پرداخت. امید است که چنین بررسیهایی گرچه بسیار محدود و ناقص، بتوانند پرتوی فرا راه دانشپژوهان و علاقهمندان این رشته باشد.
در آبان ماه سال 1372 برنامه کارشناسی علوم تربیتی گرایش تکنولوژی آموزشی برای اولین بار در شورای عالی برنامهریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید. این برای اولین بار است که رشته تکنولوژی آموزشی در کشور ما به عنوان یک رشته رسمی دانشگاهی مطرح میشود. مروری بر دروس تخصصی مصوب این گرایش نشان میدهد که تمام تحولات رخ داده در دوره دوم رشته در غرب در این برنامه وجود دارد (مانند:درس اصول طراحی پیامهای آموزشی، آموزش با روش بر سیستمها، ارزیابی نظامهای کوچک آموزشی، جامعه شناسی ارتباطی، آموزش برنامه ای، اصول طراحی نظامهای آموزشی). در آبان ماه سال1374 برنامه کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی به تصویب شورای عالی برنامهریزی رسید و ابتدا در دانشگاه علامه طباطبایی و به دنبال آن در دانشگاه تربیت معلم به اجرا درآمد. دروس تخصصی این برنامه نشان دهنده وارد شدن مباحث نظامهای آموزشی و طراحی آنها، در کنار توجه به رایانه به عنوان اصلیترین رسانه بعد از تحولات مربوط به تکنولوژی ارتباط و اطلاعات است (مانند :برنامه نویسی رایانه ای برای آموزش، وتولید برنامههای رایانهای آموزشی) این توجه به رایانه مسلماً در کنار دروسی همچون طراحی آموزشی، اصول تهیه برنامههای آموزشی و طراحی مراکز یادگیری، جهتگیری صحیح طرح مباحث نرمافزاری در کنار ابزارهای الکترونیک رانشان میدهد. خاطره یاری.
سیر تحول رشته تکنولوژی آموزشی در غرب در یک قرن اخیر بر اساس تحولات به وقوع پیوسته در دیدگاههای معرفتشناسی، رویکردهای روانشناسی یادگیری و سایر علوم وابسته و مربوط به ارتباطات، سیستمها و تعلیم و تربیت، تعریف تکنولوژی آموزشی، دستخوش تحولات بنیادی شدهاست. قرن هجدهم و نوزدهم میلادی دوران شکوفایی و توسعه علمی همهجانبه مغرب زمین بود. در این دو قرن اکتشافات و اختراعات علمی در زمینههای گوناگون و ظهور نظریه پردازانی مانند روسو، یستالوزی، هربارت و فروبل در حوزه تعلیم و تربیت به وارد شدن علوم طبیعی در برنامه درسی مدارس منجر شد که این امر سبب سریعتر شدن رشد علمی و اجتماعی کشورهای غربی گردید. در نیمه دوم قرن نوزدهم آموزش و پرورش به مثابه یک علم اجتماعی جای خود را در میان سایر علوم باز کرد و دوره پیش از جنگ جهانی اول، امیدهای آموزشی تازه در سه جنبش جداگانه اما مرتبط به هم، به وقوع پیوست: جنبش مطالعه کودک، جنبش بررسی مدرسه و رشد مطالعات تجربی در آموزش و پرورش.
سیر تحول رشته تکنولوژی آموزشی در مغرب زمین.
تاریخچه پیدایش و تحول رشته تکنولوژی آموزشی در غرب را میتوان به سه دوره به شرح زیر تقسیم کرد:
فلشزیگ (1998) تکنولوژی آموزشی را در سه دوره فوق چنین نامگذاری کردهاست:
تاریخچه پیدایش و تحول رشته تکنولوژی آموزشی را میتوان از نظر زمانی به سه دوره مشخص تقسیم کرد:
که در اینجا به شرح کامل دوره سوم از تاریخچه پیدایش و تحول تکنولوژی آموزشی میپردازیم.
دوره سوم: رویکرد انتقادی – ساختگرایی – تکنولوژی متفکرانه
رویکرد انتقادی به زعم طرفدارانش به دنبال پر کردن فاصله بین رویکرد اثبات گرایی و رقیب آن یعنی رویکرد تعبیری یا تفسیری است و از رویکرد اثبات گرایی برای آنکه آن را تحویل گرایی مینامند و از رویکرد تعبیری برای آنکه نسبی گرایی ضمنی مستتر در دیدگاه معرفتشناسی است انتقاد کردند و زمینه را برای رشد رویکرد انتقادی فراهم آوردند. این رویکرد با جهتگیریهای سیاسی خود به سلطه علم، تکنولوژی و دیوان سالاری که از شاخصههای سرمایه داری است معترض و معتقد است که در این شرایط احتمال طرح سؤال دربارهٔ هنجارها و ارزشهای اجتماعی و "زندگی خوب " در عرصه اجتماعی از بین میرود و بنابراین رویکرد انتقادی با طرح این سؤالها که محور اصلی مباحث آن را تشکیل میدهد منجر به آزادی و رهایی افراد از عقاید نادرست و غلبه بر جور و ستم میشود. متفکران این رویکرد معتقدند که فلسفه باید در خدمت این مبارزه و جنبش اجتعماعی قرار گیرد.
صاحب نظران زیادی در رشته تعلیم و تربیت تحت تأثیر نظریه اقتصادی قرار گرفتند و به جهت همخوانی برخی مبانی معرفتشناسی بنیادی خود بامکتب روانشناسی ساخت گرایی، اغلب این رویکرد را در زمینه برنامهریزی و آموزش مورد تأکید قرار دادند. ساخت گرایی نام خود را از کلمه ساخت یا ساختن اتخاذ کرده که منعکسکننده دیدگاه معرفت آن است. ساخت گرایان معتقدند که ساختار دانش چیزی نیست که خارج از ذهن شاگرد وجود داشته باشد، بلکه ساختار دانش حاصل تعامل مستمر با سازههای موجود و آزمایش و پالایش بازنماییهای ذهنی آن برای یافتن درک صحیح تری از جهان خارج است و بر این اساس فعالیت یادگیری باید محور توجه قرار گیرد نه فرایند آموزش.
مهمترین پیشفرض معرفت شناسانه ساخت گرایی آن است که معنا، تابعی از چگونگی ساختن آن بر اساس تجربههای فردی است. ساخت گرایان معتقدند که دانش در درون فرد و توسط او ساخته میشود و از منابع خارجی دریافت نمیشود. ساخت گرایان افراطی مانند گلیسرزفلد معتقدند که هیچ واقعیت عینی مستقل از فعالیت ذهنی انسان وجود ندارد. جهان فردی توسط ذهن خلق میشود و بنابراین هیچ جهانی واقعی تر از دیگری نیست. ساختن معنا بر بر تطابق آن با جهان خارج از ذهن مبتنی نیست، بلکه به درک فرد از آن بستگی دارد. تمام ساخت گرایان معتقدند که ذهن موقعیتی ابزاری و اساسی برای تفسیر رویدادها، اشیاء و دیدگاههای جهان خارج از ذهن دارد و این تفسیرها، مبنای دانش فرد راکه شخصی و منحصربهفرد است تشکیل میدهد..
این رویکرد جدید باعث تغییرات اساسی در مباحث محوری اغلب رشتههای تعلیم و تربیت و از آن جمله تکنولوژی آموزشی شد. عبور از رویکرد نظامهای آموزشی که به گفته رایگلوث دوره صنعتی در تکنولوژی آموزشی بود، به دوره یا عصر اطلاعات به معنای تحول از مرحله تولید برنامههای آموزش معیار به مرحله خلق برنامههای آموزش طراحی شده برای تک تک فراگیران است. در این مرحله جدید طراحان به جای ایجاد نتایج یادگیری یکسان و از قبل تعیین شده برای تمام شاگردان، به خلق تجارب یادگیری انحصاری برای هر یک از شاگردان میپردازند. زمینه ضروری چنین اقدامی، پیشرفت سریع در تکنولوژیهای ارتباطات و رایانه است. تکنولوژیستهای آموزشی برای طراحی برنامههای آموزشی به جای تأکید بر سادهسازی و یادگیریهای مبتنی بر توضیح و ارائه مستقیم باید بر زمینههای واقعی و ملموس تکیه کنند، این امر موجب تحولات زیادی در مباحث رشته تکنولوژی آموزشی شدهاست. ماهیت و محتوای رشته تکنولوژی آموزشی در طول قرن بیستم، سرانجام این رشته را در موقعیتی قرار دادهاست که با ورود و ادغام رویکردهای جدید به این رشته، اینک به عنوان یک رشته علمی زنده و پویا در محافل تربیتی غرب حضور فعال دارد. از بارزترین خصوصیات این دوران که از آن با نام " پسامدرن " یاد میشود به گفته هلینکا و دنیس خصوصیت تکثر گرایی، این زمانی بودن و پیچیدگی آن است که در مقابل خصوصیت جهانی بودن، ثابت بودن و ساده بودن دوران نوگرایی خودنمایی میکند. دقیقاً به دلیل این خصوصیات ویژه است که در دوران پسامدرن تمام دیدگاههای هستی شناسی، معرفتشناسی، روانشناسی و روش شناسی در کنار هم و با درجهای که ضرورت موقعیتهای واقعی آموزشی اقتضا میکند وجود دارد و ظهور و قدرت یافتن رویکرد ساخت گرایی در رشته تکنولوژی آموزشی منجر به نفی و کنار نهادن سایر دیدگاهها و رویکردها نشدهاست.
در آغاز قرن بیستم با ورود فناوری به مدارس نیازبه افرادی که توانایی بهکارگیری و تعمیر ابزارهای مورد استفاده در آموزش را داشته باشند احساس شد. این افراد با شناختی که از فرایند آموزش و ابزارهای آموزشی داشتند معلمان را در انتخاب رسانهها یاری میکردند. برای تکنولوژی تعاریف مختلفی وجود دارد که ناشی از نظرات متنوع در این عرصه است. هرکدام از این تعاریف میتوانند درست باشد. فناوری فناوری اطلاعات و ارتباطات آن چنان پتانسیل حضور در عرصههای گوناگون حیات بشری دارد که بی تردید میتوان آن را یک تمدن جدید با ظهور یک موج تمدنی جدید دانست. بهکارگیری فزاینده اصطلاحات و تعابیری همچون: تمدن پساصنعتی، جامعه اطلاعاتی، اقتصاد دانش در مقام توصیف ویژگیهای بارز عصر حاضر، کواه این مدعا است. آن گونه که از یک تمدن انتظار میرود: تفکرات، تصورات و شیوههای جدید و جایگزین در عرصههای علمی، صنعتی، اقتصادی، اجتماعی وسیاسی به تدریج جایگزین وضعیت در حال زوال شدهاست و وضعیت نوین در تمامی عرصههای حیات شری، به سرعت در حال شکلگیری و استقرار است. نظامهای تعلیم و تربیت نیز طبعاً از تحولات حادث شده در عرصه فناوری بی نصیب نبودهاند و ندای انقلاب آموزشی به مثابه یک ضرورت، فضای نظامهای آموزش و پرورش دنیا را پر کردهاست. جلالی و عباسی، کاربرد فناوری اطلاعات در نظامهای آموزش و پرورش دنیا را این گونه جمعبندی کردهاند:
گرچه ممکن است کشورهای مختلف الزاماً از این مراحل گذر نکرده باشند ولی بیشتر کشورها با این مراحل روبرو بودهاند. در کشور ما از سال 1306 به بعد، بعضی از مدارس اقدام به ایجاد آزمایشگاههای فیزیک و شیمی و علوم زیستی کردند، اما نداشتن کادر متخصص، کمبود ابزار و وسایل و مواد مورد نیاز و عدم اعتقاد به کاربرد این وسایل و روشها، سبب عدم موفقیت این مراکز و راکد ماندن فعالیتهای آنان شد. در سال 1308 وزارت فرهنگ، اداره کل هنرای زیبا را تأسیس کرد. این اداره علاوه بر نظارت بر کلیه فعالیتهای هنری، مسئولیت استفاده از وسایل سمعی و بصری مدارس را نیز عهدهدار بود. ایجاد آزمایشگاههای سمعی و بصری، دانشسرای مقدماتی و دانش سرای عالی نیز جزء فعالیتهای این اداره بود. در سال 1341 ادارهای به نام اداره آموزش فعالیتهای سمعی و بصری در وزارت فرهنگ تشکیل گردید که بعداً با نام دفتر آموزش سمعی و بصری فعالیتهای خود را ادامه داد. توجه به فیلم به عنوان یک رسانه آموزشی در سطح جهانی سبب گردید این اداره اقدام به تشکیل جشنوارههای بینالمللی فیلمهای آموزشی کند. تلوزیون آموزشی در سال 1343 زیر نظر وزارت آموزش و پرورش تأسیس شد و کار خود را بعد از دو سال، با پخش برنامههای درسی در زمینه فیزیک، شیمی، جبر، علوم طبیعی، زبان و دستور فارسی شروع کرد. هدف از پخش این برنامهها جبران کمبود معلمهای متخصص و جبران کمبود آزمایشگاهها بود، اما به علت عدم تطابق وقت آن با برنامه دبیران و مدارس پخش آن متوقف شد.
در سال 1352 تهیه برنامههای آموزشی به سازمان رادیو و تلوزیون ملی ایران واگذار شد و برنامههای آموزشی با پخش دروس راهنمایی در سال 1353 مجدداً شروع به فعالیت کرد و همزمان حدود سه هزار دستگاه تلویزیون بین مدارس شهرهای بزرگ کشور توزیع شد؛ ولی برنامههای تلویزیون به دلیل عدم برنامهریزی صحیح و عدم انتشار اطلاعات درست مربوط به زمان پخش، منجر به شکست گردید. در سال 1353 دوره فوقلیسانس تکنولوژی آموزشی تأسیس شد. گرچه قبل از این سال در دروس لیسانس تربیت معلم و علوم تربیتی، دروسی با عنوانهای مقدمات تکنولوژی آموزشی، تولید و کاربرد مواد آموزشی یا نقش وسایل ارتباط جمعی در آموزش و پرورش گنجانده شده بود، اما در دوره فوقلیسانس دروسی از قبیل طراحی سیستمیک آموزشی، تهیه خودآموزها، روان شناسی تربیتی و یادگیری، آمار و سنجش نیز دیده میشود.
مرحله بعدی تکنولوژی در ایران، ایجاد دانشکده مکاتبهای ابوریحان بیرونی برای آموزش کارکنان دولت و با تکیه بر آموزگاران تأسیس شد. نحوه آموزش در دانشکده مکاتبهای از طریق ارسال کتب و نوار شنیداری و گاه کلاس حضوری رفع اشکال بود.
مرحله بعدی در ایران ایجاد دانشگاه آزاد ایران و دانشگاه پیام نور است که به نظر میرسد هدفشان همگانی کردن سطح آموزش باشد.
نرمافزار مدرسه به یک نرمافزار یکپارچه گفته میشود که فرایندهای گوناگون مدرسه را به شکل الکترونیک و خودکار مدیریت میکند. فرایندهایی مثل مدیریت آنلاین کلاسهای درس، برگزاری آزمونها الکترونیک، مدیریت حضور و غیاب دانشآموزان و داشبوردهای مدیریتی مدرسه، با استفاده از یک نرمافزار مدرسه، مدیران و کادر مدارس میتوانند دادهها و اطلاعات دانشآموزان را در فضای ابری ذخیره کرده و در هنگام نیاز و بدون هیچ محدودیت زمانی یا مکانی، به اطلاعات دانشآموزان دسترسی داشته باشند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
021-55529569 مشاوره رایگان محصولات
بستن ![]()
نام کاربری (ایمیل شما)
رمز عبور
نام کاربری (ایمیل شما)
کد امنیتی :
ورود
![]()
ارسال
![]() می خواهید ثبت نام کنید ؟ عضویت |